امید بهار

ماه دوم

سلام مامانی چهارشنبه 20 خرداد 1394 برای اولین بار رفتم مطب خانوم دکتر ظهیری که از دوستانم هستن. دکتر و همه ماماها از اینکه فهمیدن شما هستی خیلی خوشحال شدن.  وزنم : 52  و فشارم 11/6 بود. آزمایشات قبل بارداری هم که قبلا انجام داده بودم اوکی بود شکر خدا. شما رو برای اولین بار تو دستگاه سونوگرافی دیدم. خیلی کوچولو و ناز هستی. خانوم دکتر گفتن وضعیتت عالیه. بازم خدا رو شکر. اون روز 7 هفته و 1 روز بودی الان شدی 7 هفته و 4 روز. الان اندازه یه توت فرنگی هستی عزیزم. اومدم بیرون عکستو به بابایی نشون دادم. کلی ذوق کرد و عکستو بوسید. کلی قربون صدقه ات رفت. وقتی اومدیم خونه رفتم خونه مادرجون و اول خاله جون عکستو کلی بوس بوسی کرد و...
23 خرداد 1394

شروع

سلام دلبندم امروز 6 هفته و 5 روزه که شما همراه من هستی. می خوام اینجا از خاطراتت بنویسم تا هر وقت بزرگ شدی بیای و بخونی از این دوران...     خدایا شکرت فکر نمیکردم تو اولین اقدام بعد از 7 سال ازدواج اینجوری قدرتتو نشون بدی. واقعا سپاس از اینهمه لطفت. حالا ازت میخوام صحیح و سالم و صالح باشه.  روز تشکیل نطفه: 12 اردیبهشت 94 سالروز میلاد امام علی (ع)  درست تو هفتمین سالگرد ازدواجمون  خدا یه هدیه آسمونی بهمون داده و ما شاکریم...  
10 خرداد 1394
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به امید بهار می باشد